یک ربعی هست که سرگردانم و پیدا نمی کنم. نزدیک کلانتری پارک می کنم، پیاده می شوم و از پلیسی که آن کنار ایستاده می پرسم: "جناب، ببخشید دادسرای ملاصدرا کجاست؟" یک نگاه کارآگاهی مشکوک به سر تا پایم می اندازد و می گوید: "چه کار کرده ای؟" می گویم: "کاری نکرده ام، می خواهم بروم دادسرا برای..." می پرد وسط حرفم: "بهت گفتم جرمت چیست؟ چه کار کرده ای ناکس؟" می گویم: "جرمی نکرده ام به خدا، من خودم شاکیم، عریضه دارم ببرم دادسرا ..." قایم می خواباند بیخ گوشم: "مادر ق_حبه ی بچه قرتی! شلوار جین که پایت هست، موهایت را هم که سیخ سیخ ژل زده ای، 206 هم که سوار می شوی، آمده ای کلانتری آدرس دادسرا می خواهی بعد می گویی کاری نکرده ای؟ گ_ه خورده ای که کاری نکرده ای، قطعا یک کاری کرده ای نم خواهی بگویی..." با اردنگی و لگد من را که التماس می کنم خرکش می کند می برد داخل کلانتری می اندازد بازداشت قاطی دزدها و قوادها.
امروز نوشت: من فک می کنم انتخاباتو کسی می بره که قول بده فیس بوکو وا می کنه. رد خورم نداره.
به تیغ آقای ف در شنبه 1388/03/02 9:33 + با

