حرف اصلیم را یادم نرود: همه چیز واضح و مشخص جلوی چشم هرکسی هست، مساله این است که طرف بخواهد ببیند یا نه. من فکر می کنم که این عادت فرهنگی ماست که وقتی کاری را "دلمان" بخواهد انجام دهیم یا برعکس، حالا هر چقدر منطق و استدلال و دلیل و مدرک برایمان بیاورند، جوری می پیچانیم و معوجش می کنیم قضیه را که در نهایت کار خودمان را بکنیم. یادم هست یک روز یک دوست خیلی صمیمیم که پیمانکار ساختمان است به ام زنگ زد و با لحن رسمی که معملا وقتی سر کار جلوی کس دیگری است، در آمد که: "مهندس! ما می خوایم تیر های فلان جا و فلان جای ساختمان را حذف کنیم، می شود به جایش آرماتور های فلان و فلان ستون را قوی کنیم؟" برایش توضیح دادم که به این کشکی ها نیست و این دست تغییرات جوریست که باید حتما مدل کامپیوتری بشود تا اثرش روی همه ی سازه دیده شود، نمی شود همین جوری گفت. در جواب، با آن لحن پیمانکاریش که وقتی بخواهد کارش را هر طور شده پیش ببرد به کار می برد، گفت: "مهندس! توی کامپیوتر و اینا نرو! همین طوری سردستی بگو ما چی کار کنیم!" من جواب دادم: "ببین، شما خودت مهندسی و داستان را خیلی هم خوب می دانی. اگر از من نظر پرسیدی و می خواهی کار درست انجام بدهی، همان است که به ات گفتم. اگر هم نمی خواهی و می خواهی کار خودت را بکنی که برو هر گ ـ ـهی دلت می خواهد بخور!"
نزد زیر خنده، و خیلی جدی خطاب به یک کسی که ظاهرا کنارش ایستاده بود توضیح داد:"مهندس می گوید هر گ ـ ـهی دلتان می خواهد بخورید." ظاهرا کارفرما تمام مدت کنار دستش ایستاده بود و همه ی مکالمه ی ما هم روی بلندگو بود. بعدا به ام گفت از اول مطمئن بوده که من همین جواب را می دهم.
حالا ربطش چیست؟ هیچ ربطی ندارد! کسی برای کسی تکلیف و تبلیغ نمی تواند بکند. اگر خود من را کسی بخواهد بداند، رای می دهم، و به میرحسین هم رای می دهم، و از همه مهمتر این که به کسی هم اجازه نمی دهم بام بحث کند سر تصمیمم. بقیه هم هرکس هر چیزی که مناسب می داند برود بخورد.
پی نویس: علیرضا جان کرمت خوسید؟
پس از پی نویس: احتمالا در پست بعد اصلا خودم کاندیدا خواهم شد. حالا می گویم.

