تبليغاتX
وب لاگ امین فولادی
اتاق تمام فلزی
حدیث دشنه و پتک و سندان و کمی خون
شنبه 1387/02/28
رنگ خدا

می گفت:"دلم می خواهد دنیایم رنگی باشد. کاش یک خدایی،هر خدایی که می خواهد باشد، صدایم را می شنید و از این رنگ های توی نقاشی به دنیای من هم می زد"

بدشانس بود بی چاره. خدایی که مامور رسیدگی به آرزویش شد غیر ازین که کور رنگی داشت، اسهال هم گرفته بود. یعنی دنیایش به جای رنگی، سر تا پا "تک رنگ" که از کار در آمد هیچ، "بوی" رنگ آمیزی جدید دنیایش تا آخر عمر سراغ هرکاری می رفت، می زد زیر دماغش.

+ 8:58 قبل از ظهر امین فولادی.