بيا بر شاخه ي اقاقياي جلوي پنجره ام بنشين، بلبل
و بخوان هي شب تا صبح، مادر قحـــبــه! هي شيرين بخوان
ديگر از هر چه ونگ ونگ نكبتي پرنده است عقم مي گيرد
فردا امتحان دارم