تبليغاتX
وب لاگ امین فولادی
اتاق تمام فلزی
حدیث دشنه و پتک و سندان و کمی خون
سه شنبه 1386/11/16
آدم كش و او

"وول نخور بت مي گم!"

"توي اون يكي چشمت هم مي ره ها!"

"نمي ذاري كه!"

يك كمي مستم. زياد كنترل ندارم. . تمام دست و بالم خوني شده. اگر همين طوري هي تكان بخورد، به جاي بريدن حلقش، چاقو اشتباهي آن يكي چشمش را هم در مي آورد.

از كار كثيف متنفرم.
+ 8:18 قبل از ظهر امین فولادی.