تبليغاتX
وب لاگ امین فولادی
اتاق تمام فلزی
حدیث دشنه و پتک و سندان و کمی خون
یکشنبه 1386/10/30
عاشقانه ي مرداب

درمیانه ی بوسه ی عاشقانه مان کنار برکه ی پنهان در میانه ی درختان،در آن شب شیرین مهتابی

 

تمساح زشت عظیم، عشقم را گرفت و به میانه ی مرداب کشید

 

و آب بود، و آب و موج، و موج که که به هر سو می پراکند، و "جيغ" هاي محبوبه ام در سكوت مرداب

 

وهیچ یک نمی دانستیم که ماه ها بود که تمساح پیر بد فرم حشری بود

و من شنا نمی دانستم
+ 10:15 قبل از ظهر امین فولادی.
دوشنبه 1386/10/24
سربالا

ميسيونر بد كردار فاسدالاخلاق كودك نواز، توسط رييس قبيله به مجازات "گالا" تا مرگ محكوم شد.

و خداوند كه مرگ را به جبران گناهان او كافي نمي ديد، عزراييل را به مرخصي اجباري يك هفته اي فرستاد.

و ميسيونر مادر مرده يك هفته ي تمام گالا شد و نمرد

و در پايان هفته نيمي از ذكور قبيله، از مرد و اسب و سگ، از بي كمري جان باختند
+ 12:44 بعد از ظهر امین فولادی.
شنبه 1386/10/22
عاشقال 11

دوستم بدار،ببوس، تنگ در آغوشم بيا، و عشق بورز ديوانه وار با من، اي تو بهترين

فقط بجنب!

تا زنم نيامده...
 
+ 9:4 قبل از ظهر امین فولادی.
چهارشنبه 1386/10/19
عاشقال 10

در آغوشت خواهم گرفت،خواهمت بوسيد، و سفت عشق خواهم ورزيد، با تو اي بانو

به شرط اين كه نصف قيمت حساب كني

وسط هفته است بالاخره
+ 8:47 قبل از ظهر امین فولادی.
دوشنبه 1386/10/17
عاشقال 9

"دردا كه يار پنهان، خواهد شد آشكارا!"

سوز دل آشغي با "2" دلبر در مهماني شب تولدش كه رفقايش بي خبر برايش گرفته بودند،لحظاتي قبل از تبديلش با آشغي با "صفر" دلبر، وپاي چشمي كبود و بيضتيني متورم از لقت!
+ 12:26 بعد از ظهر امین فولادی.
شنبه 1386/10/15
عاشقال 8

ياد داري كه گفتم چه شب ها بي خوابت شدم؟كه بي عشق تو مي ميرم؟ كه چه خوشبخت شدم آن لحظه اي كه پس از مدت ها خون دل، عشقم را پذيرفتي؟

خوب ببين الان هر جور حسابشو مي كنم مي بينم اون جوريام نيستش اصلا، آخه تازه الان كه لباساتو در آوردي ديدم سينه هات چقده كوچولوون.

تقصير خودته كه لچك فنردار مي بندي اون زير. به من چه...

 
+ 8:37 قبل از ظهر امین فولادی.
سه شنبه 1386/10/11
عاشقال 7
می خواهی مرا ببوس می خواهی بفشار می خواهی عشق بورز با من، فرقی نمی کند دیگر
 

واقعا فرقي نمي كند

 

دفعه ی قبل "زیادی" محکم گاز گرفتی

پ ن: لیمو
+ 9:18 قبل از ظهر امین فولادی.
یکشنبه 1386/10/09
عاشقال 6
"در عشق، همه چیز درازش خوب است". من
+ 8:59 قبل از ظهر امین فولادی.
چهارشنبه 1386/10/05
عاشقال 5

سخت عشق ورزیدیم و فشردیم هم را،ولی به جان خودم اول خودت مرا بوسیدی

بهت نگفته بودم تبخال و برفک لثه دارم؟"یادم" رفت به خدا

پ ن: ممنون از لیمو
 
+ 8:35 قبل از ظهر امین فولادی.
دوشنبه 1386/10/03
عاشقال 4

مرا نبوس و نفشار سخت و عشق نورز با من

داروخانه ی نکبت بسته بود، کاندم نداریم
+ 8:7 قبل از ظهر امین فولادی.
شنبه 1386/10/01
عاشقال 3

مرا ببوس و عشق بورز با من ولی نفشار سخت

نفخ دارم،بد رقم خواهم گوزید
 
+ 10:37 قبل از ظهر امین فولادی.